خاموشی پهلوان آواز
«ایرج» در 94 سالگی درگذشت

خاموشی پهلوان آواز

از خصایص آواز و تاثیرگذاری ایرج این است كه او دو مكتب تهران و اصفهان را با هم تلفیق كرده و با توجه به تاثیرپذیری‌اش از تاج اصفهانی و ادیب خوانساری سبك و سیاق خود را به دست آورد و همراه با زنده‌یاد اكبر گلپایگانی، آواز ایران را متحول كردند و به مردم شناساندند.

«آن تناور درخت خانه شكست/ بعد از این كی توان به سایه نشست» بسیار دشوار است كه درباره هنرمندی بنویسم كه سال‌ها یكی از پایه‌های اصلی آواز اصیل ایرانی بوده است؛ پهلوان آواز، شادروان حسین خواجه‌امیری، ملقب به «ایرج». او دی ‌ماه سال ۱۳۱۱ در روستای خالدآباد نطنز كاشان چشم به جهان گشود؛ پدر و پدربزرگش خواننده بودند و او هم از همان كودكی شروع به خواندن كرد. نزد پدر و تعزیه‌خوانان نزدیك روستای‌شان ردیف‌های آوازی را آموخت. در ۱۵ سالگی زمانی كه به تهران آمد دو سال هم نزد ابوالحسن‌خان صبا موسیقی را فرا گرفت. خودش می‌گفت كه از روی صفحات تاج اصفهانی بسیار تقلید كرده و از ایشان تاثیر گرفته است.

رادیو و آغاز راه

در سال ۱۳۲۸ یعنی در سن ۱۷ سالگی وارد رادیو شد. او را صبا به این سازمان معرفی كرد؛ زمانی كه ابراهیم‌خان منصوری ریاست كمیسیون موسیقی رادیو را برعهده داشت. ایرج ابتدا با اركستر آقای منصوری و بعدها با برادر زنده‌یاد شاپور نیاكان و همین‌طور محمد بهارلو قطعات بسیاری را در رادیو به صورت زنده اجرا كرد. این نكته را یادآور شوم كه در آن زمان تا اوایل دهه ۳۰ خورشیدی در رادیو آثار ضبط نمی‌شدند و به امواج پیوستند.

ایرج، همان ابتدا با نام حسین خواجه‌امیری می‌خواند اما به دلیل فعالیت در ارتش، نام «ایرج» را كه اسم برادرش بود، برای خودش انتخاب كرد. او در اكثر برنامه‌های رادیو حضور داشت و تا سال ۵۷ یعنی نزدیك به ۲۹ سال فعالیت كرد. ایرج در سال ۱۳۳۶ اولین آواز برنامه گل‌های خود را اجرا كرد كه در شماره ۴۳ برگ سبز با همراهی استاد علی تجویدی و تار زنده‌یاد فرهنگ شریف انجام شده بود.

در دهه ۳۰ عمده آثار ایرج شامل دو قسمت می‌شد؛ یكی آوازها و ترانه‌هایی در فیلم‌های فارسی و دوم آوازها و تصانیفی در موسیقی ایرانی كه با هنرمندانی همچون عبدالله جهان‌پناه، نصرالله زرین پنجه و ابراهیم سرخوش همراه بوده است.

ایرج تا زمانی كه داوود پیرنیا در رادیو، سمت مدیریت برنامه «گل‌ها» را داشت در این برنامه، فقط آواز خواند به این دلیل كه یكی از هنرمندان موسیقی ایران بین این دو بزرگوار یعنی ایرج و پیرنیا، اختلافی شدید انداخت و به خاطر اینكه ایرج آوازخوان بسیار بزرگ و تاثیرگذاری بود، تنها در برنامه آواز می‌خواند. پیرنیا او را از تصنیف خواندن در برنامه گل‌ها منع كرد در نتیجه او به صورت بسیار قطره‌چكانی در این برنامه تا زمان داوود پیرنیا فقط آواز خواند. اگرچه در همان دوران اواخر دهه ۳۰ دو قطعه هم اجرا و ضبط كرد با تنظیم استاد روح‌الله خالقی؛ یكی به نام «زهره» كه همان ترانه قدیمی است و دیگری ترانه «جلوه گل» به آهنگ‌سازی شادروان بدیع‌زاده كه با اركستر گل‌ها به بهترین شكل ممكن اجرا شد اما متاسفانه پیرنیا اجازه پخش آن را نداد. تا سال ۹۹ كه قطعه زهره در فضای مجازی منتشر شد.

محبوب مردم، مقبول خواص

از خصایص آواز و تاثیرگذاری ایرج این است كه او دو مكتب تهران و اصفهان را با هم تلفیق كرده و با توجه به تاثیرپذیری‌اش از تاج اصفهانی و ادیب خوانساری سبك و سیاق خود را به دست آورد و همراه با زنده‌یاد اكبر گلپایگانی، آواز ایران را متحول كردند و به مردم شناساندند.

مصداق آن جمله معروف كه «خواص بپسندند و عوام بفهمند» این دو بزرگوار یعنی ایرج و گلپا در حوزه آواز چنین كردند. استاد ایرج در ژانرها و فرم‌های مختلف موسیقی ایرانی اجرا كرده و آوازهای بسیار ارزشمندی خوانده است. سبك‌هایی همچون آوازهای محلی، آواز اصیل و سنتی، موسیقی پاپ، اركسترهای تلفیقی و بسیاری از فراز و فرودهایی كه خوانندگان هم‌دوره خود اجرا می‌كردند او به بهترین شكل با صدای بی‌بدیل خود اجرا كرده است. وسعت صدای ایرج و تسلط او روی تحریرهای متفاوت در حدی بود كه توانایی این را داشت كه روی حنجره خود تسلط داشته باشد. صدای استثنایی ایرج بسیاری از هنرمندان را به تعجب و شگفتی وا داشته بود. در سال ۱۳۶۱ غلامحسین بنان به محمد موسوی گفته بود: «من اگر صدای ایرج را داشتم غوغا می‌كردم» اگرچه بنان خود یكی از قطب‌های بزرگ آواز موسیقی ایران زمین است. همچنین تاج اصفهانی هم گفته بود «من اگر تاج اصفهانی نبودم دوست داشتم، ایرج باشم.» صدای او و بسیاری از هم‌عصران او سال‌ها در رادیو به گوش مردم رسید و از پیر و جوان، عامه و خاصه از عاشقان صدایش بودند.

ایرج از اوایل دهه ۳۰ در فیلم‌های فارسی ترانه‌ها و آوازهایی خوانده كه بسیار هم مورد نقد قرار گرفته است. بسیاری می‌گویند خواننده‌ای كه آثار مهم و اصیلی در برنامه گل‌ها و برنامه‌های دیگر رادیو اجرا كرده چرا این آثار را با اشعار بسیار سطح پایین خوانده است اما پاسخ‌ها هم به این پرسش این است كه ایشان آن‌قدر توانایی داشت كه تمام سلیقه‌های افراد جامعه آن زمان را درنظر می‌گرفت ضمن اینكه باید هر دوره و زمان را با فرهنگ همان زمان مقایسه كرد. اشتباه است كه بخواهیم دیروز را با معیارهای امروز مقایسه كنیم.

او در فیلم‌های فارسی آوازهای بسیاری خوانده كه بازیگران زیادی همچون فردین و ملك‌مطیعی و بسیاری دیگر روی صدای ایرج لب زده‌اند. خود او در مصاحبه‌ای می‌گفت: «زمانی كه فیلمی به فروش نمی‌رسید از من می‌خواستند تا بروم در استودیو دو تا آهنگ بخوانم و آن را روی فیلم قرار بدهند و با این كار، به یك‌باره فروش فیلم بالا می‌رفت.» پس بخش بیزینس هم بخش اعظم و مهمی بود كه صدای ایرج توانمندی آن را داشت كه روی بازار فروش فیلم‌ها و استقبال مردم تاثیرگذار بود. ایرج تا اوایل دهه ۵۰ برای فیلم‌های بسیاری آواز خواند اما در هیچ یك از آنها بازی نكرد.

او تا درجه سرهنگ دومی ارتش و در ژاندارمری زمان گذشته فعالیت داشت و در سال ۱۳۵۲ بازنشسته شد كه البته خود می‌گوید خود را به اجبار بازنشسته كردم و مسائل و اختلافاتی با ارتش به وجود آمد كه ترجیح دادم آزادانه زندگی كنم. جالب است بدانید كه در عین حال كه در فیلم‌ها تصنیف‌خوانی می‌كرده است، ولی مابین آنها یكی، دو بیت هم به صورت غزل‌خوانی و آواز خوانده و ادوات تحریر و حتی اجرای گوشه‌های موسیقی در آنها رعایت شده و همین باعث شد كه بسیاری از مردم عامه هم به آواز اصیل ایرانی جذب شوند و روی بیاورند و به موسیقی خاص‌تر اصیل هم گوش بدهند و آشناتر شوند و از عاشقان این هنر اصیل شوند.

استاد ایرج با هنرمندان بی‌تكراری چون روح‌الله خالقی، جواد معروفی، عبدالله جهان‌پناه، نصرالله زرین پنجه، ابراهیم سرخوش، مجید وفادار، پرویز یاحقی، همایون خرم، انوشیروان روحانی، سیدجواد بدیع‌زاده و ناصر زرآبادی و... همكاری‌های بسیار داشته است. همین‌طور آهنگ‌های عامیانه‌ای با نوازندگان و آهنگسازانی چون حسین واثقی، تبریزی، حسین صمدی و فضل‌الله توكل اجرا كرده است. او با همكاری و ساز هنرمندان بی‌تكراری مانند جلیل شهناز، فرهنگ شریف، علی تجویدی، پرویز یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، رضا ورزنده مجید نجاحی، جهانگیر ملك، امیرناصر افتتاح، امیر بیداریان، حسن كسایی و محمد موسوی و... آوازهای فوق‌العاده زیبایی خوانده است كه هنوز در تاریخ موسیقی ایران همچون ستاره می‌درخشند و هنرجویان و هنرمندان پیرو این سبك و سیاق آواز استاد بزرگ، ایرج هستند .

روایتی از پرسش و پاسخ با استاد

وقتی از ایشان سوالاتی را در طول معاشرتم و زمانی كه با ایشان محشور بودم، می‌پرسیدم پاسخ بنده را با سعه صدر بسیار می‌دادند. یكی از سوالاتی كه از ایشان كردم این بود كه آیا شما مركب‌‌خوانی هم كرده‌اید ایشان با كمال آرامش گفتند «من فقط یك دستگاه را از ابتدا تا انتها می‌خواندم» اما زمانی كه آثار او را بررسی كردم، دیدم كه در بسیاری از آوازهای رادیویی‌اش به غیر از برنامه گل‌ها آوازهای مركب‌خوانی هم داشته‌اند كه بسیار هوشمندانه و دقیق و جامع بوده است اما خودشان هیچ ادعایی درباره مركب‌خوانی نداشتند و نمی‌كردند كه از فروتنی‌شان بود.

ایشان تلفیق شعر و موسیقی را خواسته یا ناخواسته با صدای خود به گوش مردم رساند و اشعار بسیار زیبایی از بزرگانی چون حافظ و سعدی و مولانا و... در برنامه گل‌ها و سایر برنامه‌های دیگر اجرا كرده. او كنسرت‌های بسیار متعددی در ایران و بسیاری از كشورهای جهان چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی اجرا كرده است. وقتی از ایشان درباره استادانش كه تعزیه‌خوان بودند، پرسیدم ایشان پاسخ دادند: «من تا سن ۱۶، ۱۷ سالگی نقش حضرت علی‌اكبر را در تعزیه‌ها بازی می‌كردم.» آواز ایشان قرّا بود و تاثیرگذار و او بسیاری از گوشه‌های دور افتاده در آواز ایرانی را از تعزیه‌خوان‌ها یاد گرفته بود اگر چه گاهی اوقات آن تعزیه‌ها را در گوشه‌های متعدد هم می‌خواند؛ برای مثال وقتی از ایشان پرسیدم كه چرا در دستگاه نوا آوازی نخوانده‌اید، گفتند: «چندین آواز را در این دستگاه دارم.» ایشان چند گوشه بسیار خاص را كه در گذشته‌های دور مداحان و منبری‌خوانان و تعزیه‌خوانان می‌خواندند را با كمال استادی اجرا كرده‌اند اگر چه خود ایشان معتقد بر این بودند كه راست‌پنجگاه و نوا دستگاه نیستند و از متعلقات دستگاه‌های اصلی موسیقی به شمار می‌روند. ایشان بر دستگاه‌های موسیقی و گوشه‌ها تسلط داشتند و معتقد بودند بسیاری از گوشه‌ها قابل اجرا نیستند یا این‌قدر كوچك و غیرضروری هستند كه حتی نیازی به یادگیری آنها نیست اگرچه خودشان تمام آنها را آموخته بودند.

سوال دیگری كه از ایشان پرسیدم این بود كه آیا آن تحریرهای خاص و بلبلی و ریزه‌كاری‌هایی كه در آوازهای خود یا تصنیف‌هایی كه می‌خواند و به كار می‌برد، از قبل طراحی می‌شدند و آیا به‌طور كلی روی آوازهایش طراحی‌های خاصی هم انجام می‌دادند یا نه كه استاد در پاسخ گفت «واقعا نمی‌دانم آن را چطور می‌خواندم و به قول معروف خودش می‌آمد.»

ایشان یكی از آوازهای خود را كه خاص می‌دانست و به من درباره آن گفته بود: «من نمی‌دانم یك انسان مگر می‌تواند در این وسعت با این حجم و قدرت صدا آواز بخواند؟ من خودم هنوز متحیرم چه برسد به افراد دیگر و همین را می‌دانم كه فقط خداوند پشت و پناه و یار من بوده است!» یادآور شوم آن آواز در مایه مخالف سه‌گاه در گل‌های رنگارنگ شماره ۵۱۰ است كه با تار استاد جلیل شهناز و ویلن شادروان استاد همایون خرم ضبط شده كه با مطلعی از شعر سعدی است: «بسم از هوا گرفتن كه پری نماند و بالی...»

او در این اثر ابتدا آواز را در گام بسیار پایین می‌خواند و بعد با یك تحریر بسیار خاص و قدرتمند در گامی بسیار بالا شروع به خواندن می‌كند. خودش درباره خاطره ضبط این كار گفته بود: «وقتی كه ضبط تمام شد همه من را تشویق كردند و استاد بدیع‌زاده كه در اتاق فرمان نشسته بود از آن اتاق بیرون آمد، من را در آغوش گرفت و بنا شد كه ایشان چندین آهنگ برای من بسازد.» از‌جمله یكی از آهنگ‌هایی كه با اركستر شما و رادیو ساخته را كه مورد استقبال خواص هم قرار گرفت، ایرج خوانده كه روی نثری از حضرت سعدی است كه شروع گلستان سعدی یا همان دیباچه است. این آهنگ را استاد بدیع‌زاده در دشتی ساخته و استاد ایرج نازنین آن را خوانده است. خودش می‌گفت: «من روزی در رادیو نشسته بودم كه استاد بدیع‌زاده به من پیشنهاد دادند كه بیا و آواز كوچه باغی یا همان بیات تهران را بخوان كه من سخت مخالفت كردم ولی پس از اینكه ایشان ساعتی با من صحبت كردند مرا كامل توجیه كردند ماحصل صحبت ایشان این بود كه این هم بخشی از فرهنگ غنی موسیقی ما و به‌خصوص موسیقی تهرانی‌هاست، چرا‌كه هر قوم و ملتی و هر شهری برای خود یك موسیقی محلی دارد، تهرانی‌ها هم به این شیوه حرف می‌زنند و می‌خوانند من هم آوازهایی در این مایه و فضا خواندم كه اكثر اشعار آن را روان‌شاد مهدی سهیلی سروده بودند.»

اهمیت مطالعه آثار ایرج

استاد ایرج از خصیصه‌های دیگری كه داشت این بود كه در هر لحظه‌ای توان اجرا و خواندن را داشت و این‌طور نبود كه بگوید الان آمادگی ندارم یا حتی اگر آمادگی هم نداشت، این توان را داشت كه كار را به بهترین شكل اجرا كند. وسعت و حجم صدای او بی‌نظیر بود و نوازنده وقتی در نزدیكی او می‌نشست آن‌چنان وسعت صدا و حجم صدایش گیرا و قرّا بود كه دل نوازنده را به شور و وجدی خاص می‌آورد؛ این یك توصیف نیست، واقعیتی است كه خود بنده هم در همنشینی با ایشان تجربه كرده‌ام؛ من افتخار داشتم در بسیاری از محافل و مجامع خصوصی با ایشان نوازندگی كنم و همچنین در حضورشان هم درس‌ها پس دادم و آوازها خواندم كه ایشان هم من را بسیار استادانه راهنمایی كردند.

استاد ایرج خواجه‌امیری در دهه ۶۰ به سكوتی اجباری محكوم شده بود كه همین مساله سال‌ها مشكلات عدیده‌ای را برای ایشان به وجود آورد. این اواخر هم با بیماری‌های متعدد و كهولت سن دست و پنجه نرم كرد.

ما متاسفانه در بیست و یكم مرداد ماه، این استاد بی‌تكرار را از دست دادیم، ولی ایشان یكی از پایه‌ها و ستون‌های اصلی آواز و موسیقی ایرانی است و آثارشان در حافظه شنیداری مردم این سرزمین باقی خواهد ماند. به قول استاد علی جهاندار، اگر آواز ایرانی چهار ستون داشته باشد یكی از آنها ایرج است و دیگری آنها استادان بنان، شجریان و گلپایگانی بودند.

یادشان گرامی باد و امیدوارم هنر این بزرگان بیشتر در رسانه و فضای مجازی دیده و شنیده شود و جوانان و هنرمندان و هنردوستان روی آثار آنها بیشتر تحقیق كنند و بشنوند و فقط به موضوعات سطحی اكتفا نكنند كه مثلا ایرج با ترانه «من یه پرنده‌م» یا آهنگ‌های فیلم‌ها مشهور شده است. استاد ایرج آثار بسیار مهمی با اركسترهای بزرگ رادیو و همین‌طور آوازهای بی‌نظیر و كم‌نظیری با ساز بزرگان موسیقی خوانده است. روانش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.