محمد حسین شیخ محمدی، پژوهشگر علوم محیطی و گیاهی در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت:
وقتی شهری درختان خود را از دست میدهد، دقیقاً چه چیزی را از دست داده است؟ تنها تعدادی درخت، یا بخشی از توان طبیعی خود برای مقابله با گرما، آلودگی و بحرانهای محیطی؟ گزارش ۱۱ مهر روزنامه شرق درباره خشکیدگی گسترده درختان پارک جنگلی چیتگر، این پرسش را پیش روی ما قرار داده است. آنچه در چیتگر رخ داده، با هر ترکیبی از عوامل اقلیمی، زیستی و مدیریتی، خسارتی جدی برای تهران است؛ خسارتی که اهمیت آن فراتر از محدوده یک پارک جنگلی است. پیش از هر چیز، باید روشن شود چه عواملی به این وضعیت منجر شدهاند. آیا خشکیدگی گسترده درختان اجتنابناپذیر بود یا میشد با مراقبت و مداخله بهموقع از شدت آن کاست؟ آیا ادعای نرسیدن آب کافی صحت دارد و ممکن است کمآبی با تضعیف درختان، زمینه گسترش آفات و بیماریها را فراهم کرده باشد؟ نگرانیهایی نیز درباره رهاشدن عمدی درختان یا احتمال تغییر کاربری بخشهایی از چیتگر مطرح است؛ نگرانیهایی که به معنای اثبات چنین اقداماتی نیست، اما نمیتوان آنها را بیپاسخ گذاشت. شهرداری و دستگاههای مسئول باید با انتشار اطلاعات قابل بررسی، دلایل خشکیدگی را روشن کنند و برنامهای مشخص و زمانبندیشده برای تأمین آب، بهبود شرایط خاک، حفاظت از درختان باقیمانده و احیای پوشش گیاهی ارائه دهند. ارائه تضمین مستند برای حفظ کاربری جنگلی این عرصه نیز ضروری است. اهمیت ماجرا فقط در یافتن علت خشکیدگی نیست. در جهانی که برای مقابله با تغییر اقلیم، آلودگی هوا و گرمای شهرها به دنبال فناوریهای پیچیده و پرهزینه هستیم، گاهی از یکی از ارزشمندترین سامانههای طبیعی غافل میشویم: درخت. درخت را میتوان یک «فناوری زیستی زنده» دانست که با بهرهگیری از انرژی خورشید رشد میکند و بهتدریج به بخشی از زیرساخت طبیعی شهر تبدیل میشود. اهمیت این زیرساخت زنده در آن است که چندین خدمت محیطی را همزمان فراهم میکند. درخت دیاکسیدکربن را جذب و بخشی از کربن را در اندامهای خود ذخیره میکند. با ایجاد سایه و تبخیر آب از برگها به خنکشدن محیط کمک میکند و بخشی از ذرات معلق هوا را بر سطح برگهایش نگه میدارد. ریشههای آن به نفوذ آب در خاک و کاهش فرسایش کمک میکنند و تاج و شاخههایش برای پرندگان و دیگر جانداران زیستگاه فراهم میآورند. حضور درختان همچنین میتواند بر آرامش و سلامت روان شهروندان اثر مثبت داشته باشد. مجموعه این خدمات را نمیتوان بهآسانی و با هزینهای اندک، از طریق تجهیزات مصنوعی جایگزین کرد. در ارزیابی طرحهای فضای سبز شهری، هزینه کاشت و نگهداری بهسادگی محاسبه میشود، اما ارزش خدمات محیطی درختان کمتر در محاسبات و تصمیمگیریها دیده میشود. این موضوع برای تهران اهمیت ویژهای دارد؛ شهری که همزمان با گرمای فزاینده، آلودگی هوا و کمبود آب روبهروست. در چنین شرایطی، حفاظت از درختان موجود، همراه با آبیاری اصولی و انتخاب گونههای سازگار با اقلیم، برای حفظ کیفیت زندگی در شهر ضروری است. تهران بدون درخت، فقط تهرانِ زشتتری نیست؛ تهرانِ آسیبپذیرتر و خطرناکتری است. بخش مهمی از این خدمات، حاصل سالها رشد درخت است و با کاشت یک نهال، بلافاصله جایگزین نمیشود. درخت برای رسیدن به تاج گسترده و توان بالای سایهاندازی و خنککنندگی، به زمان نیاز دارد. از همین منظر، تأکید بر آمار نهالکاری بدون توجه کافی به حفاظت از درختان بالغ، یکی از کاستیهای مهم در ارزیابی مدیریت فضای سبز است. نهال از سالهای نخست خدمات محیطی ارائه میدهد، اما رسیدن به بخش قابلتوجهی از کارکردهای یک درخت بالغ، بسته به گونه و شرایط رشد، ممکن است دههها طول بکشد. بنابراین کاشت هزاران نهال، هرچند ضروری و ارزشمند است، نمیتواند بهسرعت خسارت ناشی از نابودی درختان بزرگ را جبران کند. بااینحال، نابودی درختان بالغ تنها شکل از دست رفتن این خدمات نیست. گاهی درخت همچنان برگهای سبز دارد، اما بر اثر کمآبی یا تنشهای طولانی، رشد آن کندتر شده و توان برگهایش برای خنککردن محیط کاهش یافته است. به بیان ساده، سبزبودن درخت، همیشه به معنای سالمبودن آن نیست. به همین دلیل، ارزیابی وضعیت فضای سبز تنها با شمارش درختان یا مشاهده ظاهر آنها کافی نیست. بررسی منظم سلامت درختان، وضعیت آب و خاک و شناسایی زودهنگام آفات میتواند مشکلات را پیش از رسیدن به مرحله خشکیدگی آشکار کند و فرصت مداخله بهموقع را فراهم سازد. تجربه چیتگر باید نگاه ما به مدیریت درختان شهری را تغییر دهد. در شرایطی که گرما و کمآبی آینده شهرهای ایران را دشوارتر میکند، کاشت نهال ضروری است، اما کافی نیست. باید بدانیم درختان موجود چقدر سالماند، چه میزان از خدمات محیطی خود را حفظ کردهاند و آیا شرایط لازم برای ادامه رشد و زندگی آنها فراهم است. آینده فضای سبز شهرهای ایران را نباید فقط با تعداد درختانی که میکاریم سنجید؛ سلامت، ماندگاری و خدمات محیطی درختانی که حفظ میکنیم نیز معیارهای اساسی این ارزیابی هستند.