کد خبر :
182664
تاریخ :
۱۴۰۵ شنبه ۱۴ شهريور - 10:17
گفتوگو با دشمن نشانه عقلانیت و خردورزی است
دکتر مجید فراهانی، معاون هماهنگی و نظارت امور استانهای معاونت اجرایی رئیسجمهور، در یادداشتی در روزنامه «اعتماد» نوشت: در عرصه سیاست خارجی، شاید هیچ واژهای به اندازه «مذاكره» و «گفتوگو» گرفتار سوءتفاهم نشده باشد. گاهی چنان از مذاكره سخن گفته میشود كه گویی گفتوگو با دشمن، به معنای عقبنشینی، تسلیم یا چشمپوشی از حقوق ملی است؛ حال آنكه در منطق سیاست و روابط بینالملل، گفتوگو دقیقا زمانی اهمیت بیشتری پیدا میكند كه اختلاف عمیق باشد و طرفین منافع متعارض داشته باشند. سخنان اخیر مسعود پزشكیان در گفتوگوی صمیمی با مردم درباره ضرورت گفتوگو با امریكا، فارغ از اینكه درباره جزییات یك تفاهمنامه یا میزان موفقیت آن چه قضاوتی داشته باشیم، یك پرسش اساسی را پیش روی جامعه قرار میدهد: اگر میتوان بخشی از منافع و حقوق كشور را از مسیر مذاكره تامین كرد، چرا باید مذاكره را ذاتا امری مذموم بدانیم؟ رییسجمهور با اشاره به رابطه پرتنش امریكا و چین گفته است: «بزرگترین دشمن امریكا، چین است، چرا دعوا نمیكنند؟ چین كار خودش را انجام میدهد و روزبهروز قویتر میشود.» این مثال، فارغ از تفاوتهای بنیادین میان شرایط چین و ایران، یك واقعیت مهم را یادآوری میكند: قدرت ملی الزاما با تعداد دشمنیها سنجیده نمیشود، بلكه با توانایی یك كشور برای تامین منافع خود در میان تضاد منافع سنجیده میشود. چین و امریكا رقیب یكدیگرند، اما رقابت به معنای قطع همه كانالهای ارتباطی نیست. آنها همزمان كه بر سر تجارت، فناوری، امنیت و نفوذ جهانی اختلاف دارند، مذاكره میكنند، توافق میبندند، اختلافات خود را مدیریت میكنند و از منافع اقتصادی و ملی خود دفاع میكنند. این رفتار نه به معنای دوستی است و نه به معنای اعتماد؛ به معنای شناخت واقعیت جهان و استفاده از همه ابزارهای قدرت است. در مورد ایران نیز باید همین تفكیك را جدی گرفت. مذاكره به معنای اعتماد به طرف مقابل نیست. مذاكره به معنای فراموش كردن گذشته نیست. مذاكره حتی الزاما به معنای توافق نهایی نیست. مذاكره یعنی تلاش برای تبدیل اختلافات كنترل نشده به موضوعاتی قابل بحث، قابل معامله و در صورت امكان قابل حل. كشوری كه از موضع قدرت مذاكره میكند، چیزی از عزت خود كم نمیكند. برعكس اگر بتواند بدون جنگ، بدون تحمیل هزینههای سنگین به مردم و بدون از دست دادن حقوق اساسی كشور، بخشی از اهداف خود را محقق كند، در واقع از یكی از مهمترین ابزارهای قدرت ملی استفاده كرده است. البته دفاع از گفتوگو نباید به معنای سادهانگاری درباره طرف مقابل باشد. مذاكره زمانی معنا دارد كه با تضمین، راستیآزمایی، محاسبه هزینه و فایده و آمادگی برای واكنش در صورت نقض تعهدات همراه باشد. همانگونه كه رییسجمهور نیز در سخنان خود بر این نكته تاكید كرده كه در صورت رعایت نشدن تعهدات، ایران نیز واكنش نشان داده است. از سوی دیگر، مخالفان مذاكره نیز باید به یك پرسش روشن پاسخ دهند: اگر جنگ میتواند آخرین گزینه باشد، چرا باید اولین گزینه تلقی شود؟ چرا باید جامعه را دایما میان «تسلیم» و «جنگ» مخیر كرد؟ آیا در سیاست خارجی راه سومی به نام بازدارندگی همراه با دیپلماسی وجود ندارد؟ كشورها در جهان واقعی نه با شعار، بلكه با تركیبی از قدرت نظامی، قدرت اقتصادی، انسجام داخلی، دیپلماسی، ائتلافسازی و توان مذاكره از منافع خود دفاع میكنند. حتی كشورهایی كه قدرتمندترین ارتشهای جهان را در اختیار دارند، مذاكره را كنار نمیگذارند، زیرا میدانند جنگ، حتی اگر با پیروزی نظامی همراه شود، میتواند هزینههایی داشته باشد كه از ابتدا قابل پیشبینی نیست. بنابراین مساله اصلی نباید این باشد كه «با دشمن مذاكره كنیم یا نكنیم؟» مساله درستتر این است كه چگونه مذاكره كنیم كه كمترین امتیاز را بدهیم و بیشترین منفعت را برای كشور به دست آوریم؟ این تغییر سوال، تغییر كوچكی نیست. اگر مذاكره را از «تابوی سیاسی» به «ابزار سیاست خارجی» تبدیل كنیم، آنگاه میتوان درباره آن مانند هر ابزار دیگری قضاوت كرد: با عدد، سند، نتیجه و منافع ملی. اگر توافقی به زیان كشور است، باید بندهای زیانبار آن را نشان داد. اگر تعهدی نقض شده است، باید مستند و شفاف بیان كرد. اگر دستاوردی حاصل شده است، باید آن را نیز با سند برای مردم توضیح داد. اما صرفا برچسب زدن به مذاكرهكنندگان و منتقدان یا متهم كردن هر طرف به خیانت، نه جای تحلیل را میگیرد و نه مشكلی از كشور حل میكند. جامعه ایران بیش از هر چیز به یك سیاست خارجی واقعگرا، شفاف و مبتنی بر منافع ملی نیاز دارد؛ سیاستی كه نه از مذاكره بت بسازد و نه از جنگ حماسهای اجتنابناپذیر. ممكن است روزی جنگ برای دفاع از كشور ضروری شود؛ همانطور كه ممكن است روزی مذاكره بهترین راه برای تامین منافع كشور باشد. هنر حكومتداری این نیست كه همیشه یكی از این دو را انتخاب كند؛ هنر حكومتداری آن است كه بداند چه زمانی باید بجنگد، چه زمانی باید مذاكره كند و چگونه از قدرت نظامی برای تقویت دیپلماسی و از دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ استفاده كند. به همین دلیل، گفتوگو با دشمن نه خیانت است و نه نشانه ضعف. اگر با حفظ منافع ملی، پشتوانه قدرت و با چشم باز انجام شود، یكی از عقلانیترین اشكال دفاع از منافع ملی است و شاید امروز بیش از هر زمان دیگری باید این اصل ساده را به یاد بیاوریم: هدف سیاست خارجی، زیاد كردن دشمنان نیست؛ هدف آن، زیاد كردن امنیت، رفاه و قدرت ملی كشور است. منبع: روزنامه اعتماد