کد خبر : 182628 تاریخ : ۱۴۰۵ يکشنبه ۱ شهريور - 22:04
اسلام‌آباد فرصتی كه نباید باز از دست برود دکتر مجید فراهانی، معاون هماهنگی و نظارت امور استان‌های معاونت اجرایی رییس‌جمهور

در سیاست خارجی، گاهی بزرگ‌ترین دستاورد، نه پیروزی بر رقیب، بلكه جلوگیری از تكرار جنگ است. تفاهمنامه اسلام‌آباد میان ایران و امریكا از همین منظر باید مورد توجه قرار گیرد؛ توافقی كه در شرایطی دشوار، مسیر توقف رویارویی نظامی و حركت به سوی مذاكره را گشود و مجموعه‌ای از تعهدات متقابل را پیش روی دو طرف قرار داد. این تفاهمنامه در ۲۸ خرداد سال جاری به امضا رسید و امروز به‌رغم تهدیدات دوطرف همچنان می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای رسیدن به یك قرارداد صلح بین طرفین مبنا قرار گیرد و اهمیت این توافق صرفا در پایان دادن به عملیات نظامی طرفین خلاصه نمی‌شد. در متن آن، اصولی همچون احترام متقابل به حاكمیت و تمامیت ارضی، خودداری از تهدید و استفاده از زور، آغاز مذاكرات برای توافق نهایی، كاهش محدودیت‌های دریایی، تسهیل صادرات نفت و پتروشیمی ایران، آزادسازی برخی دارایی‌های مسدود شده، بحث درباره تحریم‌ها و حل‌وفصل مسائل هسته‌ای از مسیر مذاكره پیش‌بینی شده بود. مهم‌تر از همه، دو طرف پذیرفته بودند كه اختلافات خود را به جای میدان نظامی، در چارچوب یك فرآیند مذاكره‌ای دنبال كنند. این دستاورد بزرگ را نمی‌توان صرفا یك موفقیت دیپلماتیك معمولی دانست. در شرایطی كه منطقه با بی‌ثباتی، ناامنی انرژی، اختلال در تجارت و افزایش هزینه‌های اقتصادی جنگ روبه‌رو بود، ایجاد یك چارچوب برای توقف درگیری و بازگشت به میز مذاكره، خود یك دستاورد مهم نه فقط برای دولت پزشكیان بل برای منافع ملی ایران بود. در این میان، نقش دولت دكتر مسعود پزشكیان و دستگاه دیپلماسی كشور در پذیرش مسیر مذاكره و تبدیل یك بحران نظامی به یك چارچوب سیاسی، شایسته توجه است. ارزش یك دولت در سیاست خارجی تنها در تعداد توافق‌هایی كه امضا می‌كند، نیست، بلكه در توانایی آن برای ایجاد گزینه‌هایی است كه كشور را از دوگانه خطرناك «جنگ یا تسلیم» خارج كند. تفاهم اسلام‌آباد تلاش كرد گزینه سومی را پیش روی ایران قرار دهد: مقاومت همراه با دیپلماسی، بازدارندگی همراه با مذاكره و تامین منافع ملی از مسیر توافق. اما واقعیت امروز این است كه آن چارچوب امروز جای خود را به تهدید به تحریم‌های بی‌سابقه ایالات متحده داده است.  

مهلت ۶۰ روزه پیش‌بینی‌ شده در تفاهمنامه در مردادماه به پایان رسید و گزارش‌های اخیر از اختلاف عمیق دو طرف بر سر اجرای تعهدات و توقف روند مذاكرات حكایت دارد. پاكستان كه در شكل‌گیری توافق نقش مستمر و مهمی داشت، اعلام كرده است كه این تفاهمنامه می‌تواند همچنان «الگوی صلح» باشد، هر چند اجرای آن به‌طور كامل محقق نشده است. اكنون پرسش اصلی این نیست كه كدام طرف در گذشته بیشتر تخلف كرده است. پرسش مهم‌تر این است كه آیا می‌توان از یك تجربه مهم اما متروك برای ساختن یك قرارداد مستحكم استفاده كرد؟ پاسخ باید مثبت باشد.
ایران و امریكا باید به میز مذاكره بازگردند؛ بر پایه تفاهم اولیه گذشته و با هدف تبدیل آن به یك قرارداد شرافتمندانه. تفاهم اسلام‌آباد كه طرفین زحمات زیادی برای آن كشیدند به عنوان پایه مذاكرات و نقطه شروع آن باشد؛ مذاكراتی كه در قرارداد جدید مبتنی بر تفاهم تعهدات دو طرف روشن‌تر، زمانبندی‌ها دقیق‌تر، سازوكار راستی‌آزمایی قوی‌تر و هزینه نقض توافق مشخص‌تر باشد. اگر قرار است توافقی پایدار شكل بگیرد، باید از ابتدا برای روزی كه یكی از طرفین وسوسه خروج از آن می‌شود نیز سازوكار داشته باشد.
برای ایران، بازگشت به مذاكره به معنای چشم‌پوشی از اصول یا منافع ملی نیست. برعكس، دیپلماسی زمانی ارزشمند است كه بتواند بدون واگذاری حقوق اساسی كشور، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی منازعه را كاهش دهد. رفع تحریم‌های موثر، امكان فروش و انتقال درآمدهای نفتی، كاهش ریسك سرمایه‌گذاری، بازگشت ثبات به تجارت خارجی و ایجاد افق روشن برای اقتصاد، مستقیما با زندگی مردم ارتباط دارد. از سوی دیگر، امریكا نیز باید بپذیرد كه فشار حداكثری اقتصادی و تهدید نظامی الزاما به توافق بهتر منجر نمی‌شود. اگر هدف واشنگتن جلوگیری از گسترش بحران، كاهش ریسك هسته‌ای و تامین امنیت منطقه است، یك توافق قابل راستی‌آزمایی و متكی بر تعهدات متقابل، بسیار كم‌هزینه‌تر از ادامه چرخه تحریم، تهدید و درگیری خواهد بود. البته بازگشت به اسلام‌آباد نباید به معنای نادیده گرفتن تجربه ماه‌های گذشته باشد. قرارداد آینده باید از نقاط ضعف تفاهمنامه قبلی درس بگیرد. در قرارداد نهایی تعهدات باید متقابل و مرحله‌بندی ‌شده باشند؛ اجرای هر مرحله باید قابل راستی‌آزمایی باشد؛ ضمانت‌های اجرایی باید واقعی باشد و اختلاف بر سر تفسیر مفاد نباید دوباره بهانه‌ای برای بازگشت به رویارویی شود. امروز شاید مهم‌ترین تصمیم، تصمیم برای بازگشت از مسیر تقابل به مسیر مذاكره باشد. تاریخ روابط ایران و امریكا نشان داده است كه بی‌اعتمادی عمیق میان دو كشور در كوتاه‌مدت از بین نمی‌رود. اما برای صلح، اعتماد كامل شرط آغاز مذاكره نیست، آنچه لازم است، سازوكاری است كه حتی در شرایط بی‌اعتمادی نیز بتواند تعهدات دو طرف را قابل اجرا كند. تفاهم اسلام‌آباد شاید توافق كاملی نبود و تجربه اجرای آن نیز نشان داد كه نقاط ضعف جدی دارد. اما ارزش آن در این است كه نشان داد حتی در اوج بحران نیز می‌توان از جنگ به مذاكره بازگشت. اكنون مسوولیت سیاستمداران در تهران و واشنگتن این نیست كه ثابت كنند چه كسی بیشتر حق داشته است؛ مسوولیت آنها این است كه ثابت كنند می‌توانند از تكرار یك جنگ دیگر جلوگیری كنند. بازگشت به اسلام‌آباد، با درس گرفتن از شكست‌های آن و با تضمین‌های قوی‌تر می‌تواند آغاز چنین مسیری باشد. صلح پایدار از فراموش كردن اختلافات آغاز نمی‌شود از مدیریت عقلانی آنها آغاز می‌شود.
معاون هماهنگی و نظارت امور استان‌ها
معاونت اجرایی رییس‌جمهور

منبع: روزنامه اعتماد