کد خبر : 182466 تاریخ : ۱۴۰۴ شنبه ۹ آذر - 20:09
سیاستِ هویت و مساله حجاب عباس عبدی

اخیرا یك نوار صوتی حدود ۱۱ دقیقه‌ای در فضای مجازی منتشر شده كه از وجود یك نامه طبقه‌بندی شده از سوی وزیر اطلاعات خطاب به مقام رهبری سخن می‌گوید كه درباره مسائل اجتماعی كشور است و در پایان نیز تحلیل، سپس پیشنهادهای آینده‌نگرانه‌ای را ارایه می‌كند. چنین نامه‌ای شاید مربوط به حدود یك ماه پیش است، ولی به لحاظ دارای طبقه‌بندی بودن، طبعا افراد مطلع، مفاد آن را در اختیار دیگران نمی‌گذاشتند. پس اولین تخلف از سوی نیروهایی صورت گرفته كه مفاد چنین سندی را آشكار می‌كنند و نه تنها خود را در برابر كسی و دستگاهی و قانون پاسخگو نمی‌دانند بلكه در عمل هم هیچ نهادی متعرض آنها نمی‌شود. حال اگر دیگران مرتكب چنین مواردی شوند، به سرعت مورد بازخواست قرار می‌گیرند، و این تبعیض آشكار است. جالب‌تر اینكه مسوول اطلاع‌رسانی دولت صریحا گفته  است كه به جز اصل رویداد، سایر جزییات گفته شده یا غلط است یا ناقص و گزینشی بیان شده كه از هر تحریفی بدتر است، حتی برای این تحریف‌ها هم كسی نمی‌تواند آنان را بازخواست كند. این تبعیض‌ها مثل قطرات بارانی است كه كم‌كم می‌بارد و به یكدیگر می‌رسند و سیل بزرگی را به راه می‌اندازد. گرچه تاكنون هم چندین بار در معرض این سیل‌ها قرار گرفته‌ایم و خسارات فراوانی به كلیت جامعه ایران و حكومت وارد كرده است. همچنین ابتدای نوار با انتهای آن تناقض دارد كه نشان‌دهنده وجود طرحی سیاسی پشت اینگونه نوارسازی‌ها است. در متن خبری به كلی دروغ وجود دارد كه می‌خواهد سه نفر را در برابر رییس‌جمهور و سایر اعضای كابینه قرار دهد كه همین دم خروس این نوار است. از سوی دیگر طرحی را به عنوان مبارزه علیه دختران و زنان این كشور در دستور كار نیروهایی ناشناخته معرفی می‌كند كه نه تنها با مخالفت رییس‌جمهور مواجه شده، بلكه پرونده آن نیز بسته شده است.  مهم‌تر از همه اینكه مطابق شنیده‌ها از مفاد گزارش مزبور این طرح مغایرت كامل با محتوای نامه دارد. در همین جا درخواست می‌شود كه حداقل متن گزارش منتشر شود تا مورد تحلیل و نقد و ارزیابی قرار گیرد. یا به صورت رسمی درباره صحت و سقم مفاد این نوار ابراز نظر شود. اینگونه اطلاع‌رسانی مخدوش و یك‌سویه به زیان افكار عمومی و‌ حكومت و محتوای نامه و حتی اهداف تهیه‌كنندگان اینگونه نوارها است، زیرا هنگامی كه طرح‌های خیالی و ضد ملی آنان اجرا نشد، نوعی یأس و ناامیدی در طرفداران آنان ایجاد می‌شود كه به زیان فضای عمومی است.
مساله این است كه تندروها فارغ از هر مشكلی كه در كشور هست، اولویت اول خود را به هویتی كردن سیاست داده‌اند، زیرا این كار موجب فراموشی مسائل اصلی كشور و تبدیل بازی سیاست، به بازی مرگ و زندگی می‌شود و البته ساده‌لوحانه گمان می‌كنند كه در پایان این بازی در طرف زندگی قرار دارند، در حالی كه اگر نگاهی به روند جامعه در دو دهه اخیر كنند متوجه واقعیت می‌شوند. آنان كافی است كه تحولات جامعه را براساس داده‌های میدانی تحلیل كنند تا متوجه اشتباه خود شوند. نكته مهم این نوار این است كه برخلاف توصیه‌های انجام شده در گزارش، بی‌رو دربایستی دور كار فرهنگی را خط كشیده‌اند- شاید هم درست فكر می‌كنند كه این كار نتیجه ندارد، چون در سوی هویتی‌ها، افراد فرهنگی قرار ندارند- و علم برخورد و جنگ داخلی را برداشته‌اند. نكته درخور توجه این است كه حتی تحلیلگران رسمی همین گزارش‌ها هم به خوبی می‌دانند كه بدون تعریف یك هنجار میانی كه قابل زیست عمومی باشد، راه‌حلی برای امور فرهنگی وجود ندارد. حتی سیاست‌های تنبیهی و تشویقی هم هیچ كاربرد و نتیجه‌ای ندارد و هر دو مساله‌ساز خواهند بود. فعالیت‌های صدا و سیما و سایر ابزارهای تبلیغی رسمی نیز در چارچوب فعلی موفق نخواهند شد. بازگرداندن جامعه به پیشامهسا، شنا كردن در رودخانه با شیب تند و برخلاف مسیر آب است. برخورد با فضای مجازی، نیز آب در هاون كوبیدن است. اولین شرط برای رسیدن به یك وضعیت به نسبت پایدار فرهنگی ایجاد اعتماد و به میدان آوردن مردم و ذی‌نفعان است.
تا آنجا كه شنیده شده است تأكید اصلی  مقامات مقابله با اقدامات سازمان‌یافته است، ولی تندروها اولین چیزی را كه فراموش می‌كنند و كنار می‌گذارند، همین رویكرد است و به جای آن می‌خواهند به جان زنان و دختران این جامعه بیفتند كه جز یك زندگی عادی مطالبه دیگری ندارند. هر چه مقامات كشور از سیاست هویت پرهیز می‌كنند، تندروها دنبال غالب كردن سیاستِ هویت هستند.
در یك یادداشت جداگانه خواهم گفت كه ناتوانی ساختار در مواجهه منطقی با مساله حجاب، غالب شدن «سیاست هویت» و صفر و یك كردن سیاست است كه تندروها آن را دامن می‌زنند. در سیاست خارجی هم همین الگو را پیگیر هستند. اگر این سیاست هویت‌مدار نبود هیچگاه حجاب به زخمی ناسور تبدیل نمی‌شد.